صفحه اعضای هیئت علمی - دانشکده علوم
استاد
تاریخ بهروزرسانی: 1403/12/13
سیامک نوری زاده
دانشکده علوم / گروه شیمی
رساله های دکتری
-
پیش بینی نظری نانولوله های بر پایه ی کربن متشکل از پیوندهای لیتیومی دوشاخه ای
فروغ رضایی 780 -
بررسی ناحیه گزینی واکنش های دیلزآلدر و پاترنو بوخی با استفاده از انرژی جنبشی وایزاگر و مطالعه نظری خواص نوری غیرخطی (NLO) خوشه های هم الکترونی (TimVnCrkBenm+n+k+1 (m, n, k=1,2
خاتون اصل تقی پور 779 -
توصیف گرهای جدید واکنش پذیری بر مبنای مشتقات انتروپی شنون و اطلاعات فیشر نسبت به تعداد الکترون ها
عبدالکریم مطرودی 778 -
مطالعه نظری جذب CO بر روی خوشه های -AL7 و +Al7 و بررسی پایداری ترمودینامیکی وسینتیکی ترکیبات جدید Ng=Ar.Kr,XE)HNgNg`F
زینب عبدویس زاده 777 -
مطالعه نظری ساختار و خواص الکترونی نانومخروط های اکسید روی و جذب مونوکسید کربن بر روی این نانومخروط ها - بررسی قابلیت ذخیره سازی هیدروژن توسط نانوقفس گالیوم نیترید
سیدمهدی اعرابی 775در قسمت اول این کار تحقیقاتی، با استفاده از کد محاسباتی SIESTA و روش های DFT، جذب ملکول های مونوکسیدکربن، نیتروژن و اکسیژن بر روی نانومخروط با زاویه راس ۲۴۰ درجه مورد مطالعه قرار گرفت. به کمک رسم نمودار انرژی پتانسیل، فاصله مناسب برای جذب ملکول مونوکسید کربن در حدود ۴/۲ آنگستروم از اتم های Zn سطح نانومخروط به دست آمده و سایر پیکربندی ها نیز با همین شرایط مطالعه شدند. همچنین مشخص شد که ملکول CO تمایل دارد از سمت اتم کربن خود، بر سطح اتم های Zn جذب شود. انرژی های جذب، اتصال، تغییرشکل و تصحیحات BSSE نیز برای پیکربندی¬های مورد مطالعه، محاسبه شدند. انرژی جذب ملکول مونوکسیدکربن در حدود eV ۰۳/۲- به دست آمد. مقایسه انرژی های جذب اکسیژن و نیتروژن با انرژی جذب ملکول مونوکسیدکربن نشان می دهد که نانومخروط اکسیدروی تمایل بیشتری به جذب و به دام انداختن ملکول های مونوکسید کربن دارد. بررسی طیف چگالی حالت ها (DOS) نشان می دهد که نانومخروط اکسید روی می تواند به عنوان شناساگر ملکول مونوکسیدکربن در هوا مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا این طیف هنگام جذب مونوکسید کربن تغییرات زیادی از خود نشان می دهد، در حالیکه پس از جذب نیتروژن و اکسیژن تقریبا بدون تغییر باقی می ماند. بررسی بارهای طبیعی در اتم های Zn و O نشان می دهد که پیوندهای موجود در نانوساختار های ZnO خصلت یونی دارند و اختلاف بار در قسمت میانی نانومخروط از نواحی دیگر بیشتر است. به نظر می رسد همین امر موجب جذب بهتر ملکول های گاز در بخش میانی نانومخروط می شود. در واقع بارهای طبیعی نتایج حاصل از انرژی های جذب، اتصال و طیف چگالی حالت ها را تایید می کنند. با توجه به این نتایج، می توان پیش بینی کرد که اگر نانومخروط اکسیدروی در مجاورت مخلوطی از گازهای مونوکسیدکربن، نیتروژن و اکسیژن قرار گیرد، می تواند ملکول های مونوکسیدکربن را از میان مخلوط جذب کند. بنابراین می توان از آن به عنوان یک جاذب انتخابی برای فیلتر کردن مونوکسیدکربن و جداسازی آن از هوا استفاده کرد. همچنین نانومخروط اکسیدروی می تواند به عنوان شناساگری برای گاز سمی CO در هوا به کار گرفته شوند.
در بخش دوم، نانوقفس گالیوم نیترید با ساختار ۲۴N۲۴Ga با استفاده از محاسبات DFT (با روش M۰۶-۲X/۶-۳۱۱++G(d,p)) بهینه شده و سپس جذب ملکول هیدروژن بر روی این ترکیب مورد بررسی قرار گرفت. انرژی محاسبه شده به ازای جذب هر ملکول هیدروژن (kJ/mol ۷/۱۹- = Ead) نشان می دهد که جذب ۲H بر روی سطح ترکیب ۲۴N۲۴Ga از نوع جذب فیزیکی بوده و تقریباً مستقل از مکان جذب است. این جذب باعث تفکیک ملکول های هیدروژن و یا تغییر ساختار جاذب نمی شود و پدیده تجمع و خوشه ای شدن ملکول های هیدروژن هم در حین فرایند جذب رخ نمی دهد. به منظور چک کردن حداکثر توان جذب این ترکیب، کمپلکس ۲۴N۲۴@Ga۲H۲۰ بهینه شده و انرژی جذب به ازای هر ملکول ۲H محاسبه شد. مشاهده می شود Ead بعد از جذب ۲۰ ملکول هم تغییر چندانی نکرده است. این نتایج نشان می دهد که نانوقفس ۲۴N۲۴Ga در اثر پلیمریزه شدن می تواند تعداد بسیار بیشتری از ملکول های ۲H را جذب کند. بنابراین ظرفیت مناسبی برای استفاده به عنوان ماده ای برای ذخیره سازی هیدروژن را از خود نشان می دهد. نتایج حاصل از محاسبه بارهای NBO و هیبریداسیون اتم ها، دلالت بر این دارد که پیوند سیگما در ملکول ۲H، الکترون های پیوندی خود را به اوربیتال d پر نشده ی اتم های گالیوم می دهد. سایر شواهد (مانند توابع فوکویی، طیف های چگالی حالت الکترونی DOS و نمودارهای RDG) نیز همگی این مکانیسم جذب را مورد تایید قرار می دهند. در مجموع همه شواهد، جذب فیزیکی و شبه-ملکولی را برای کمپلکس 24N24@Ga2nH پیشنهاد کرده و نانوساختار 24N24Ga را به عنوان ماده ای مناسب برای ذخیره سازی هیدروژن معرفی می کند.
-
کاربرد تابع پتانسیل فضایی صفر در بررسی ناحیه گزینی در واکنش های دیلز-آلدر ، پاترنو-بوخی و افزایش اسید به آلکن ها (بر اساس قاعده مارکونیکوف) مطالعه برهمکنش بین نانولوله های آلومینیوم نیتریدی و بازهای تشکیل دهنده DNA و RNA
منا شجیراتی 773در قسمت اول این کار تحقیقاتی، یک توصیف¬گر جدید به¬نام پتانسیل فضایی صفر اتمی(AZSP) معرفی می¬گردد که برای بررسی ناحیه-گزینی بر اساس اختلاف پتانسیل فضایی صفر اتمی و به منظور تعیین موقعیت¬های درگیر در یک واکنش تعریف شده¬است. سپس با استفاده از این توصیف
گر به بررسی ناحیه¬گزینی در برخی واکنش¬های آلی از قبیل واکنش دیلز-آلدر، افزایش به آلکن¬ها و واکنش پاترنو-بوخی پرداخته می¬شود. بدین¬منظور، کمیتی به نام ∆_ij^kl که مجموع مربع اختلاف AZSP¬های محاسبه¬شده می¬باشد، برای هر واکنش تعیین گردید. مشخص شد که واکنش با ∆_ij^kl کمتر، محصول عمده را مشخص مینماید. با توجه به نتایج حاصل به نظر می¬رسد، توصیف¬گر جدید معرفی شده بر اساس پتانسیل فضایی صفر اتمی برای حمله¬های هسته¬دوستی، الکترون¬دوستی و رادیکالی در پیش¬بینی ناحیه¬گزینی در واکنش¬های آلی موفق عمل کرده است. بهینه¬سازی ساختار¬ها با سطح محاسباتیB3LYP/6-31G** انجام گردید.
در بخش دوم، با استفاده از محاسبات DFT برهم¬کنش میان پنج نوکلئوباز آدنین، گوانین، سیتوزین، تیمین و یوراسیل با نانولوله آلومینیوم نیترید (AlNNT) مورد بررسی قرار گرفته است. تمامی محاسبات در این قسمت با نرم¬افزار SIESTA و با استفاده از تقریب گرادیان تعمیم یافته (GGA) و با مجموعه پایه¬ی قطبیده زتای شکافته شده¬ دو¬تایی (DZP) انجام گرفت. نتایج نشان می¬دهد که برهم¬کنش بین نوکلئوبازها و نانولوله AlN از نوع پیوندهای شیمیایی ضعیف می¬باشد. تمامی کمپلکس¬های تشکیل شده، پایدار هستند و تمایل به جذب شیمیایی با انرژی جذب قابل توجهی دارند. انرژی اتصال برای همه بازها محاسبه گردید. همچنین انرژی¬های تغییر شکل و جذب نیز به
طور مجزا محاسبه شده¬اند. برهم¬کنش بین نانولوله و مولکول¬های تیمین و یوراسیل منجر به تغییر شکل در این مولکول¬ها شده و به¬نظر می-رسد این نانولوله نمی¬تواند گزینه مناسبی برای حمل و یا به¬عنوان حس¬گر برای این دو نوکلئوباز باشد. برای سایر بازها که در آنها تغییر شکل قابل توجهی رخ نداده است، انرژی¬های اتصال به این صورت A C> G> تغییر می¬کنند. اختلاف چگالی الکترونی میان مولکول-های باز و نانولولهAlN مورد بررسی قرار گرفت که نتایج به¬دست آمده بیان¬گر انتقال بار میان نانولوله و مولکول¬های باز می¬باشد. بررسی طیف¬های DOS و PDOS به¬دست آمده نشان می¬دهد که گاف نوار نانولوله نسبت به جذب این نوکلئوبازها حساس است. بنابراین به نظر می¬رسد که نانوله AlN می¬تواند یک کاندیدای امیدبخش برای آشکارسازی نوکلئوبازها باشد.
در قسمت سوم، به بررسی اوربیتال¬های پیوندی طبیعی، خواص ساختاری، الکترونی و پارامتر¬های توپولوژیکی نانو¬سوزن¬های سیلیکون-کاربید پرداخته می¬شود. برای دست¬یابی به این هدف، نانو¬سوزن¬هایی با سطح مقطع¬های مربعی، شش، هشت و ده ضلعی بهینه شده و مورد بررسی قرار گرفتند. تمامی محاسبات در این قسمت با استفاده از نرم¬افزار گوسین 03 و در سطح محاسباتی B3LYP/6-31G* انجام گرفت. ساختارهایی با 2 تا 10 سلول مورد مطالعه قرار گرفتند. جهت بررسی پایداری ساختار¬های سیلیکون-کاربید، انرژی اتصالی به ازای یک اتم برای تمامی نانو
ساختار¬های مورد مطالعه محاسبه شد. انرژی اتصالی به ازای یک اتم محاسبه¬شده برای نانو¬سوزن
های با سطح مقطع شش ضلعی بیشتر از نانو¬سوزن¬هایی با سطح مقطع مربعی، هشت ضلعی و ده ضلعی است. با افزایش تعداد سلول¬ها، انرژی اتصالی به ازای هر اتم و در نتیجه پایداری سیستم افزایش می¬یابد. طیف چگالی حالت¬ها (DOS)، این نانوسوزن¬ها را به¬عنوان ترکیبات نیمه¬رسانایی معرفی می¬کند که با افزایش طول و قطر در این ترکیبات، خاصیت نیمه¬رسانایی آن¬ها تغییر نمی¬کند. تجزیه و تحلیل توپولوژیکی نانوساختار¬های معرفی¬شده نشان می¬دهد که پیوند¬های Si-C موجود در این نانوساختار¬ها، خصلت یونی دارند. پس از بررسی خواص ساختاری نانوسوزن¬هایSi-C نیز مشخص گردید که با افزایش تعداد سلول¬ها، طول پیوندها تغییر قابل توجهی نمی¬کنند.
-
همبستگی بین پتانسیل فضایی صفر و مرتبه پیوند و بررسی خواص نوری غیر خطی نانومخروط های سیلیکون-کاربید دوپه شده با اتم لیتیوم
سمیه قاسمی 773در قسمت اول این کار تحقیقاتی، تغییرات پتانسیل فضایی صفر(ZSP(r)) در امتداد پیوند C-C دو ماکزیمم را نشان می¬دهد که مقادیر این ماکزیمم¬ها با مرتبه¬ی پیوند C-C در سه مولکول اتان، اتیلن و استیلن به¬عنوان ترکیبات مرجع، دارای رابطه¬ی خطی بسیار خوبی را نشان می¬دهد (Ln BO=1.956 (ZSP) ̅_max -0.898). معادله¬ی به¬دست آمده برای پیش¬بینی مرتبه¬ی پیوند انواع ترکیبات هیدروکربنی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که مرتبه¬های پیوند به¬دست آمده از روش ZSPmax، در مقایسه با روش¬های NBO و لاپلاسین، از صحت بالاتری برخوردار می¬باشند.
در قسمت دوم این کار تحقیقاتی از محاسبات نظریه¬ی تابعیت دانسیته (DFT) برای تعیین خواص نوری غیرخطی درجه دوم نانو¬مخروط¬های سیلیکون-کاربید (SiCNC) با دو زاویه¬ی 180 و 240 درجه و ترکیبات دوپه شده آن¬ها با لیتیوم استفاده شد. ترکیبات دوپه شده، فوق¬قطبش¬پذیری اول بزرگتری را نسبت به نوع دوپه نشده از خود نشان می¬دهند. برای یافتن منشا خواص نوری، حالات برانگیخته این ترکیبات با استفاده از محاسبات تابعیت دانسیته¬ی وابسته به زمان (TD-DFT) بررسی گردید و مشخص شد فوق¬قطبش¬پذیری به انرژی انتقال و شکل اوربیتال¬های HOMO و LUMO درگیر در انتقالات ماکزیمم بستگی دارد. علاوه¬بر¬این، تاثیر ناچیز فرکانس بر فوق¬قطبش¬پذیری نیز مشاهده گردید که برای محققان تجربی¬کار، جهت طراحی نانو¬مخروط¬های سیلیکون-کاربید دوپه شده با اتم لیتیوم با عملکرد نوری بالا حایز اهمیت است. این کار تحقیقاتی افقی به-سوی کشف ترکیبات معدنی با خاصیت نوری غیر¬خطی را نشان می¬دهد.
-
معرفی یک رویکرد جدید در محاسبه سختی و پتانسیل شیمیایی سیستمهای اتمی و مولکولی و محاسبه انرژی همبستگی حالت پایه در سیستمهای چند الکترونی با استفاده از یک مدل تجربی جدید
هادی پارسا 771 -
معرفی شاخصهای شانون آروماتیسیتی و الکتروفیلیسیتی نسبی به عنوان دو توصیفگر جدید آروماتیسیته
احسان شاکرزاده 770
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
پیش بینی ساختار و خواص الکترونی و نوری کلاسترهای Tin Cm(n+m=2-6)
کوثر منابی 779 -
پیش بینی ساختار و خواص الکترونی کلاستر های خنثی وآنیونی (n=1-8) MgBen
راضیه جعفری زاده 779 -
پیش بینی ساختار و خواص الکترونی کلاستر های خنثی و آنیونی (n = 1 - 6) Be2Cun
مهسا خادمی نیا 779 -
بررسی نظری پیوند منیزیومی درترکیبات (MgR2 (R=F, Cl, Br, BS2 با مولکولهای H2O, NH3, COو HF
شیدا پورموسوی 777 -
بررسی ماهیت پیوندهای هالوژنی با استفاده از بار ممانعت فضایی
اکرم محمودی کوهی 773چکیده:
در این کار تحقیقاتی سعی شده است به توصیف ماهیت پیوند هالوژنی، بریلیومی و تترلی کربن پرداخته شود. به دلیل اهمیت این پیوندها در ساختارهای بیولوژیکی تعدادی از کاربردهای آنها نیز بیان شده است. مولکولهای مورد بررسی با استفاده از سه سطح محاسباتی M06-2X/6-311G*،M06-2X /6-311+G* و MP2/6-311G* بهینه سازی شدند. در بررسی هر یک از پیوندها ابتدا پارامترهای توپولوژیکی کمپلکس ها در نقطه ی بحرانی که شامل مسیر پیوندها و مقادیر چگالی الکترونی به همراه لاپلاسی چگالی الکترونی مربوطه در نقطه ی بحرانی میباشد، محاسبه شده است.
از آنجا که پتانسیل الکتروستاتیک مولکولی، ضعف هایی در توصیف برخی از پیوندهای هالوژنی نشان می دهد، بر آن شدیم یک توصیفگر جدید برای مطالعه ی ماهیت این پیوندها و برخی دیگر از پیوندهای غیرکولانسی ارایه شود. بررسی های انجام شده روی یک سری از برهمکنشهای هالوژنی نشان داد که پیوند همواره در راستای ناحیهای با بیشترین بار ممانعت فضایی در مولکول حاوی هالوژن (دهنده ی پیوند) صورت میگیرد و بار ممانعت فضایی می تواند جایگزین مناسبی برای مفهوم پتانسیل الکتروستاتیک مولکولی باشد. همچنین برخی از برهمکنش های هالوژنی که در راستای حفره ی سیگما در این کمپلکس ها صورت نمی گیرند بررسی شده و مشخص گردید که این برهمکنش ها نیز در راستای بیشترین بار ممانعت فضایی در این مولکول ها تشکیل می شوند.
دسته ی دیگری از برهمکنش های مورد بررسی، پیوندهای تترلی کربن هستند. این برهمکنش ها نیز در راستای اتم هایی که بیشترین بار ممانعت فضایی را دارند، صورت می پذیرد. اما بررسی پیوندهای بریلیومی نشان داد از آنجا که این پیوندها ماهیت متفاوتی نسبت به برهمکنشهای هالوژنی و تترلی کربن دارند، در نتیجه همواره از طریق مفهوم بار ممانعت فضایی قابل مطالعه نمی باشند.
-
انتروپی شانون اتمی بعنوان توصیف گر واکنش پذیری در بنزاینهای استخلاف دار و مشتق انتروپی شانون نسبت به تغییر تعداد الکترون ها
داودی-ناهید 772در قسمت اول این تحقیق سعی می¬گردد مقدار کمیت فیزیکی انتروپی شانون را برای اتم¬¬های موجود در بنزاین¬های استخلاف-دارمحاسبه نمود، تا شاید بتوان ارتباطی بین فعالیت یک اتم جهت انجام واکنش و انتروپی شانون آن اتم پیدا کرد. بهینه¬سازی ساختار¬ها با مجموعه پایه6-31G**و روش¬های مختلف انجام شد.این کار با روش مرسوم AIMکه تقسیم¬بندی فضای مولکولی را بر اساس چگالی الکترونی انجام می¬دهد و چگالی انرژی جنبشی لاگرانژی انجام می¬گیرد، تا نتایج به دست آمده با یکدیگر مقایسه گردند. نتایج نشان می-دهد که تقسیم¬بندی فضای مولکول براساس انرژی جنبشی لاگرانژی مشکل ظهور جاذب¬های غیر¬هسته¬ای که باتقسیم¬بندی فضای مولکول براساس چگالی الکترونی ظاهر می¬شود، را برطرف می¬کند. نکته¬ی دیگر این است که انتروپی شانون اتمی به دست آمده با این تقسیم¬بندی جدید همان طور که انتظار می¬رود برای اتم فعال کمتر از اتم غیر¬فعال می¬باشد.
قسمت دوم این تحقیق، در ارتباط با محاسبه و بررسی تغییرات دانسیته انتروپی شانون با تغییر تعداد الکترون¬هامی¬باشد. از آن¬جا که در حین یک واکنش شیمیایی، تبادل الکترونی بین گونه¬های شیمیایی صورت می¬گیرد، این تغییر تعداد الکترون¬ها می¬تواند موجب تغییر در انتروپی سیستم گردد. اما تغییر در انتروپی برای تمام نقاط مولکول یکسان نیست و بعضی از نواحی تغییر در انتروپی بیشتر و بعضی موقعیت¬ها تغییر کمتری نشان می¬دهند. بنابراین به نظر می¬رسد علامت ((∂s(r))/∂N)_v(r) می¬تواند در تعیین نقاط فعال یک مولکول کمیت مناسبی باشد. کمیت¬های مورد نظر برای مولکول¬های ساده هیدروژن فلویورید، کربن مونو¬اکسید، لیتیوم هیدرید، نیتروژن، اکسیژن و فرمالدهید با روش B3LYPو مجموعه پایهدر قسمت اول این تحقیق سعی می¬گردد مقدار کمیت فیزیکی انتروپی شانون را برای اتم¬¬های موجود در بنزاین¬های استخلاف-دارمحاسبه نمود، تا شاید بتوان ارتباطی بین فعالیت یک اتم جهت انجام واکنش و انتروپی شانون آن اتم پیدا کرد. بهینه¬سازی ساختار¬ها با مجموعه پایه6-31G**و روش¬های مختلف انجام شد.این کار با روش مرسوم AIMکه تقسیم¬بندی فضای مولکولی را بر اساس چگالی الکترونی انجام می¬دهد و چگالی انرژی جنبشی لاگرانژی انجام می¬گیرد، تا نتایج به دست آمده با یکدیگر مقایسه گردند. نتایج نشان می-دهد که تقسیم¬بندی فضای مولکول براساس انرژی جنبشی لاگرانژی مشکل ظهور جاذب¬های غیر¬هسته¬ای که باتقسیم¬بندی فضای مولکول براساس چگالی الکترونی ظاهر می¬شود، را برطرف می¬کند. نکته¬ی دیگر این است که انتروپی شانون اتمی به دست آمده با این تقسیم¬بندی جدید همان طور که انتظار می¬رود برای اتم فعال کمتر از اتم غیر¬فعال می¬باشد.
قسمت دوم این تحقیق، در ارتباط با محاسبه و بررسی تغییرات دانسیته انتروپی شانون با تغییر تعداد الکترون¬هامی¬باشد. از آن¬جا که در حین یک واکنش شیمیایی، تبادل الکترونی بین گونه¬های شیمیایی صورت می¬گیرد، این تغییر تعداد الکترون¬ها می¬تواند موجب تغییر در انتروپی سیستم گردد. اما تغییر در انتروپی برای تمام نقاط مولکول یکسان نیست و بعضی از نواحی تغییر در انتروپی بیشتر و بعضی موقعیت¬ها تغییر کمتری نشان می¬دهند. بنابراین به نظر می¬رسد علامت ((∂s(r))/∂N)_v(r) می¬تواند در تعیین نقاط فعال یک مولکول کمیت مناسبی باشد. کمیت¬های مورد نظر برای مولکول¬های ساده هیدروژن فلویورید، کربن مونو¬اکسید، لیتیوم هیدرید، نیتروژن، اکسیژن و فرمالدهید با روش B3LYPو مجموعه پایه 6-311++G**محاسبه شد. مشخص گردید که در تمامی این مولکول¬ها اتم فعال برای حمله¬های الکتروفیلی و نوکلئوفیلی دارای ((∂s(r))/∂N)_v(r) بیشتری می¬باشد.
محاسبه شد. مشخص گردید که در تمامی این مولکول¬ها اتم فعال برای حمله¬های الکتروفیلی و نوکلئوفیلی دارای ((∂s(r))/∂N)_v(r) بیشتری می¬باشد.
-
کاربرد انتروپی شانون در بررسی ناحیه گزینی واکنش های دیلز-آلدر و بررسی خواص الکترونی و توپولوژیکی نانوپولک های گرافن در صفحه اکسیدبریلیوم
معصومه بهزادی سامانی 771<p>در قسمت اول این کار تحقیقاتی، با معرفی شاخص جدید ς که بر اساس اختلاف انتروپی شانون اتمی برای موقعیت¬های درگیر در یک واکنش تعریف می¬شود، به بررسی ناحیه¬گزینی در برخی واکنش¬های آلی پرداخته می¬شود. بهینه¬سازی ساختار¬ها با سطح محاسباتی B3LYP/6-31G** انجام شد. واکنش¬های مشهور آلی از قبیل واکنش دیلز-آلدر، افزایش به آلکن¬ها و واکنش <br /> پاترنو-¬بوخی برای سنجش توانایی توصیف¬گر جدید در تشخیص ناحیه¬گزینی در واکنش¬های مورد نظر مطالعه شد. بدین¬منظور، کمیتی به نام ∆ که جذر مجموع مربع اختلاف ς¬های محاسبه¬شده <br /> می¬باشد، برای هر واکنش تعیین گردید و مشخص شد که واکنش با ∆ کمتر محصول عمده را مشخص می¬نماید. با توجه به نتایج حاصل به نظر می¬رسد توصیف¬گر¬های جدید معرفی شده بر اساس انتروپی اطلاعات شانون برای حمله¬های هسته¬دوستی، الکترون-دوستی و رادیکالی در پیش¬بینی ناحیه¬گزینی در واکنش¬های آلی موفق عمل کرده¬اند.<br /> در قسمت دوم به بررسی خواص ساختاری، الکترونی و پارامتر¬های توپولوژیکی نانو¬پولک¬های گرافنی مثلثی با لبه¬های زیگزاگ درون نانو¬صفحه¬ی بریلیوم¬اکسید (GNF-BeO) پرداخته می¬شود. برای دست¬یابی به این هدف، نانو¬صفحه¬ی گرافن و نانو¬صفحه¬ی بریلیوم¬اکسید و همچنین دو پیکربندی از ساختار¬های هیبریدی نانو¬پولک¬های گرافن با اندازه¬های مختلف درون نانو¬صفحه¬ی بریلیوم¬اکسید (GNF-BeO) مورد مطالعه قرار گرفته¬است. تمامی محاسبات در این قسمت با <br /> نرم¬افزار SIESTA با استفاده از تقریب گرادیان تعمیم یافته (GGA) و با مجموعه پایه¬ی قطبیده ζ شکافته شده¬ی دو¬تایی (DZP) انجام گرفت. مشخص گردید با افزایش تعداد حلقه¬های کربنی درون ساختار نانو¬صفحه¬ی بریلیوم¬اکسید، طول پیوند¬ها در مرز بین نانو¬پولک¬گرافنی و نانو¬صفحه¬ی <br /> بریلیوم¬اکسید افزایش می¬یابد. انرژی اتصالی به ازای یک اتم برای تمامی نانو¬ساختار¬های مورد مطالعه، جهت بررسی پایداری ساختار¬های هیبریدی GNF-BeO محاسبه شد. انرژی اتصالی به ازای یک اتم محاسبه¬شده برای نانو¬صفحه¬ی گرافن بیشتر از نانو-صفحه¬ی بریلیوم¬اکسید است که ناشی از <br /> بر¬هم¬کنش کووالانسی قوی بین اتم¬های کربن ساختار گرافن می¬باشد. با افزایش اندازه¬ی نانو¬پولک در نانو¬صفحه¬ی بریلیوم¬اکسید، انرژی اتصالی به ازای هر اتم و در نتیجه پایداری سیستم افزایش می¬یابد که به نظر می¬رسد به¬دلیل جانشین شدن پیوند¬های یونی Be-O با پیوند¬های کووالانسی و قوی C-C می¬باشد. طیف چگالی حالت (DOS) به¬دست آمده نشان می¬دهد که با افزایش اندازه¬ی نانو¬پولک گرافن درون نانو¬صفحه¬ی بریلیوم¬اکسید، شکاف انرژی کاهش می¬یابد و به خواص الکترونی گرافن نزدیک می-شود؛ اما این روند کاهشی از نانو¬پولک ساخته¬شده از سه حلقه کربنی تا پانزده حلقه کربنی بسیار آهسته است. از این خاصیت می¬توان برای تنظیم شکاف انرژی برای استفاده در انواع دستگاه¬های الکترونیکی استفاده کرد. تجزیه و تحلیل توپولوژیکی نانو¬ساختار¬های معرفی شده که با روش <br /> HF/6-31G* انجام گرفته است، نشان می¬دهد پیوند¬های C-C و C-O موجود در این نانو¬ساختار¬ها خصلت کووالانسی و پیوند¬های Be-O و Be-C خصلت یونی دارند.<br /> </p>
-
بررسی آروماتیسیته ترکیبات پیریدینی فلوئوردار شده با کمک شاخص های مختلف , و انتروپی شانون اتمی به عنوان توصیف¬گر واکنش¬پذیری در بنزاین¬های استخلاف¬دار شده
رضوان جمال الدین 771این تحقیق مشتمل بر دو قسمت است: در قسمت اول سعی می¬شود تا به¬جای چگالی الکترونی که در نظریه AIM مرسوم استفاده می¬شود با استفاده از چگالی انرژی جنبشی لاگرانژی، فضای ملکولی به محدوده¬های اتمی مجزایی تقسیم گردد. این روش برای تعدادی از ساختارهای استخلاف¬دار شده¬ی سیستم بنزاین با (استخلاف¬دار شده با گروه های هیدروکسی و نیترو) که در نمودار خطوط هم¬تراز خود جاذب غیرهسته¬ای (NNA) نشان می¬دهند به¬کار گرفته شد. مشاهده گردید که با استفاده از چگالی انرژی جنبشی لاگرانژی در تقسیم¬بندی ملکولی هیچ NNA در نمودار¬های مربوطه ظاهر نمی¬شود و تعداد محدوده¬ها به تعداد اتم¬ها در ملکول است. برای هر کدام از ملکول¬های مورد بررسی مقدار انتروپی شانون کل به ازا واحد حجم در هر کدام از محدوده¬های اتمی محاسبه گردید. مشخص شد که در تمامی موارد همواره اتم¬های کربن نزدیک¬تر به موقعیت استخلاف انتروپی شانون کمتری نسبت به مابقی اتم¬های حلقه دارد و این امر نیز به نوع و محل استخلاف بستگی ندارد. از آن¬جا که موقعیت¬هایی که انتروپی کمتری دارند به منظور افزایش انتروپی خود تمایل بیشتری به انجام واکنش دارند می¬توان ادعا نمود در سیستم¬های بنزاینی مورد بررسی اتم مجاور به اتم¬های استخلاف¬دار شده جهت انجام واکنش مستعدتر می¬باشند. در کل می-توان نتیجه گرفت که انتروپی شانون کل در واحد حجم توصیف¬گر مناسبی جهت تعیین موقعیت-های فعال یک ملکول می باشد. در قسمت دوم آروماتیسیته¬ی تمام حالت¬های ممکن برای ملکول پیریدین دو، سه، چهار و پنج استخلاف¬دار شده با اتم فلوئور مورد بررسی قرار گرفته است. بهینه-سازی ساختارها در سطح محاسباتی B3LYP/6-31+G** انجام شد. شاخص¬های مختلف آروماتیسیته شامل NICS(0)، NICS(1)، FLU،SA و HOMA برای ساختارهای بهینه شده محاسبه گردیدند. مشخص گردید که اگرچه همبستگی یا رابطه¬ای بین شاخص¬های آروماتیسیته¬ی در نظر گرفته شده وجود ندارد اما برای هر سری از ملکول¬ها با تعداد استخلاف¬ یکسان با افزایش تقارن در سیستم مقدار SA کاهش می¬یابد. از آن¬جا که افزایش تقارن موجب افزایش پایداری سیستم¬ها می¬گردد بنابراین انتظار می¬رود ملکول¬های با تقارن بالاتر خصلت آروماتیسیته بیشتری نشان می¬دهند. این واقعیت به درستی در مقادیر SA محاسبه شده¬ی این ترکیبات دیده می¬شود. در نتیجه به نظر می¬رسد شاخص آروماتیسیته شانون در پیش بینی آروماتیسیته این دسته از ترکیبات استخلاف دار شده موفق تر از مابقی شاخص¬ها عمل می¬کند.
-
بررسی تاثیر یونهای +K و +Li+ ، Na بر روی آروماتیسیته ترکیبات خوشه های فلزی Al2Si2 ، Al2Ge2و Al2S2
حسین امینی اصل 770 -
بررسی نظری شاخص شانون-فوکوئی به عنوان معیار جدیدی از قدرت پبوند ومعرفی تابع پتانسیل فضایی صفر
نجمه جنتی پور 770 -
رابطه انرژی همبستگی حالت پایه با سختی مطلق در سیستم های اتمی.
مه راز موندنی زاده 769 -
بررسی آروماتیسیته در خوشه های تمام-فلزی (X2Al4 (X=Li,Na,K,Cu و -XAl4 بااستفاده از اندیسNICS
سیدمهدی اعرابی 769 -
مطالعه تئوری هتروپنتانلهای آروماتیک و بررسی اصل مینیمم الکتروفیلیسیته در نوآرائی دامروت
شبنم فیروزی 769 -
بررسی نظری آروماتیسیته در ترکیبات خوشه های فلزی(X=Si,Ge, M=Al,Ga) X2M2, B2XY(X=N,P , Y=O,S,Se) و (AL2MN(M=C,Si,Ge , N=S,Seومحاسبه ی اندیس فوکوئی در ترکیبات-[ M=(Li+,Na+,K+,V+,Cr+,…,Zn+)[Al4M
زهرا اعتباری 769 -
برسی ارماتیسیته در مولکول های حلقوی حاوی اتم های B و N بااستفاده از اندیس NICS و اصل مینیمم الکتروفیلیسیته
مهدی عباسی 768 -
بررسی نظری آروماتیسیته در ترکیبات نه عضوی هترو اتم دار حلقوی
زینب عبدویس زاده 768 -
مطالعه تئوریتیکی واکنش نوآوران چاپمن و مطالعه بر هم کنش برخی کاتیون ها با پیریمیدین ها
آمنه اوژند 767 -
مطالعه نظری نوآرائی کوپ در سیستم های غیرحلقه ای و حلقه ای
مهدی کمائی 767 -
تراکم پذیری گروهی به عنوان یک توصیف گر جدید در مطالعات QSAR و مطالعه برهمکنش بازهای RNA و DNA با ترکیبات کلردارشده فنل
منا شجیراتی 767 -
سرعت جابه جایی شیمیایی هسته ها به عنوان معیاری از آروماتیسته و مطالعه تئوریتیک نوآرایی بکمن
مریم درداب 767 -
معرفی یک مقیاس جدید برای الکترونگاتیوی برحسب شاخصه الکترو
احسان شاکرزاده 765 -
مطالعه تئوریکی پایداری توتومرهای تیوسمی کارباز
مریم دهواب 765 -
معرفی تراکمپذیری مولکولی برای مولکولهای دو اتمی و مطالعه واکنش دیلز-آلدر از طریق تئوری تابعیت چگالی(DFT)
هادی میهمی 763 -
مطالعه نوآرایی کوپ از طریق محاسبات نیمه تجربی و تئوری تابعیت چگالی و بررسی آروماتیسیته در ترکیبات حلقوی 9 عضوی هترو اتمدار از طریق NICS
محمد کلانتر هرمزی 763 -
معرفی یک تابع پتانسیل تجربی جدید برای ملکولهای دو اتمی و بررسی نوآرایی کلاریزن با روش تابعیت چگالی
غلامرضا پورشمس 761 -
مقایسه ثوابت طیفسنجی بدست آمده از توابع پتانسیل تجربی مختلف برای مولکولهای دو اتمی مختلف و بررسی تاتومرهای مختلف بازهای اسیدهای نوکلئیک
سارا احمدی 760 -
یافتن توصیف جدیدی برای زوج الکترونهای آزاد در مولکولها توسط مدل FSGO, محاسبه برخی از خواص مولکولی توسط یک تابع پتانسیل و مشتق
نیما کراچی 759