صفحه اعضای هیئت علمی - دانشکده علوم

استاد
تاریخ بهروزرسانی: 1403/12/13
حسین معتمدی
دانشکده علوم / گروه زیست شناسی
رساله های دکتری
پایاننامههای کارشناسیارشد
-
بررسی اثر فرایند پالایشگاه زیستی باکتریایی بر خصوصیات تغذیه ایی عصاره خیسانده ذرت (CSL)
محمدحسن قاسمی مورودی 782 -
جداسازی و شناسایی باکتری های تولید کننده سولفید هیدروژن در مخازن نفت ترش
هدی ثعلبی 781 -
مطالعه آنزیم ها و بیوسورفکتانت موثر در تجزیه زیستی هیدروکربن های لجن نفتی در تعدادی از باکتری های بومی لجن نفتی انبار نفت منطقه نظامیه اهواز
عاطفه شریفی 781 -
جداسازی و شناسایی باکتریهای موثر در زیست پالایی پساب روغنی صنایع فولاد
مهسا گلفر 780 -
جداسازی و شناسایی باسیلوس های محرک رشد گیاهان گندم، کلزا، یونجه ولوبیا بومی خوزستان
کوثر کوتی 780 -
ارزیابى مقاومت آنتى بیوتیکی جدایه های Acinetobacter baumannii جدا شده از نمونه های بالینی بیمارستان بصره
عبدعلی مغامس 780 -
جداسازی و شناسایی باکتری های محرک رشد گیاه نیشکر
مسلم کامیاب 780 -
تعیین میزان شیوع ژنهای B las , D alg , A pvdدر جدایه های مقاوم به آنتی بیوتیک سودوموناس آئروژینوزا جدا شده از بیمارستان بصره
حسن ناصر 780 -
بررسی برخی از نشانگرهای ایمنی در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید در شهر الناصریه/جنوب عراق
نورالدین علی عبدالحسن 780 -
مطالعه آزمایشگاهی تولید لاکتیک اسید از آب پنیر با استفاده از جدایه های لاکتوباسیلوس
بهار معمارپور 780 -
ارزیابی ژنهای عامل حدت papA، papC و papG و ارتباط آنها با مقاومت ضد میکروبی در سویههای اشریشیاکلی اوروپاتوژن جدا شده از بیماران استان ذی قار عراق.
سری محمدمهدی 780 -
بهینهسازی ویناس نیشکرجهت تولید تعلیق شکن زیستی توسط جدایههای باکتریایی
عاطفه کاووسی 779 -
زیست پالایی هیدروکربن های نفتی لجن ته نشینی مخازن ذخیره نفت با استفاده از باکتری های بومی جدا شده از لجن
ساره صادقیان فرد بروجنی 779 -
مطالعه مولکولی و سرولوژیکی و ارزیابی مارکرهای ایمونولوژیکی عفونت هپاتیت C درشهر ناصریه عراق
عبید ابراهیم احمد 779 -
بررسی میزان شیوع و مقاومت آنتی بیوتیکی استرپتوکوکوس آگالاکتیه در خانم های باردار شهرستان اهواز
مه لقا متقی 779 -
امکان سنجی استفاده از ویناس نیشکر به عنوان سوبسترا جهت تولید بوتیریک اسید
بهاره بادله منصوری 779 -
مطالعه شیوع سویه های مقاوم به متی سیلین باکتری استافیلوکوکوس آرئوس در نمونه های بالینی بیمارستان بغداد
حسن جلوب احمد 779 -
تولید و بهینه سازی آلژینات باکتریایی با استفاده از غربالگری نمونه های محیطی
مرجان طیبی 777 -
تولید بیوپلیمر باکتریایی سلولز با استفاده از ویناس نیشکر
مهران عطایی 777 -
بررسی اثر ورود پساب صنایع برتنوع جمعیت میکروبی رسوبات رودخانه ی کارون با استفاده از روش ژل الکتروفورز با شیب ماده واسرشت کننده(DGGE)
راضیه فیض الهی 776 -
بررسی کاهش آمونیوم با استفاده از کنسرسیوم باکتریهای بومی جداشده از پساب پتروشیمی رازی بندر ماهشهر
محسن جعفری 775در دو دهه اخیر رشد سریع صنایع پتروشیمی در نقاط مختلف جهان با تولید محصولات متنوع همراه بوده است. با توجه به مصرف بالای آب در صنعت پتروشیمی فاضلاب زیادی هم تولید میشود که معمولاً حاوی آمونیوم بالایی هستند. ترکیبات نیتروژنی در پساب باعث مشکلات زیستمحیطی مثل کاهش اکسیژن محلول، اوتروفیکاسیون، بو و سمیت آمونیوم میشود. هدف از مطالعه حاضر کاهش آمونیوم از پساب خروجی واحد تولید آمونیاک با استفاده از فرآیند نیتریفیکاسیون هتروتروف و دنیتریفیکاسیون هوازی و جداسازی کنسرسیوم باکتریایی بابیشترین فعالیت حذف آمونیوم است. در این مطالعه از پساب خروجی واحد تولید آمونیاک مجتمع پتروشیمی رازی در دو مرحله نمونهبرداری شد. سپس فاکتورهای شیمیایی از جمله BOD5، COD، DO، آمونیوم و نیترات اندازه گیری شد. پس از غنی سازی و جداسازی سویه ها فعالیت هرکدام از این سویهها بهطور جداگانه در غلظتهای مختلف آمونیوم سنجیده و توانایی هر سویه در حذف آمونیوم و نیترات تعیین شد. در مرحله بعد سویهها به شکل کنسرسیوم با هم مخلوط شده و فعالیت کنسرسیوم در درصدهای تلقیح متفاوت 1، 5 و 10 با غلظت اولیه آمونیوم 100 میلیگرم بر لیتر اندازهگیری شد. پس از تعیین درصد بهینه تلقیح فعالیت کنسرسیوم در حذف آمونیوم با استفاده از روش باکس بنکن بهینه سازی شد. به طور کلی میزان BOD5 و COD واحد 2 تولید آمونیاک بیشتر از واحد 3 بوده پس از لحاظ آلودگی زیستی و موادآلی، پساب واحد 2 میزان آلودگی بیشتری در مقایسه با پساب واحد 3 دارد و چون در واحد 2 از سیستمی فرسوده برای تولید آمونیاک استفاده می شود میزان آمونیوم و نیترات در پساب خروجی این واحد بیشتر از واحد 3 تولید آمونیاک می باشد. از تعداد 10 سویه جداشده، تعدا دو سویه Pseudomonas guguanensis و Pseudomonas entomophila به ترتیب با 93/2 و 89/2 درصد فعالیت حذف آمونیوم و نیترات در بازه زمانی 24-0 ساعت و با سرعت حذف آمونیوم 1/554 میلی گرم بر ساعت و حذف نیترات 3/716 میلی گرم بر ساعت جدا شد. بیشترین میزان حذف آمونیوم توسط کنسرسیوم با غلظت اولیه آمونیوم سولفات 100 میلی گرم بر لیتر در محیط پساب سنتزی در تلقیح یک درصد، 96/3 درصد در بازه زمانی 24-0 ساعت، با سرعت حذف آمونیوم 4/0125 میلیگرم بر ساعت تعیین شد. پس از بهینه سازی فاکتورهای محیطی 10 نقطه بهینه توسط برنامه Design expert v10x پیشنهاد شد. از میان 10 نقطه بهینه pH 9، نسبت کربن به نیتروژن 5 به 1 به همراه منبع کربن سدیم استات در دمای 31/7 درجه سانتی گراد با سرعت برهم زدن 120 دور در دقیقه به عنوان نقطه برتر در حذف آمونیوم (94/5 میلی گرم بر لیتر)، تولید نیترات (7/94 میلی گرم بر لیتر) و تولید نیتریت (2/9 میلی گرم بر لیتر) پیش بینی شده است. سویه های جداشده در این تحقیق را می توان به صورت کنسرسیوم در یک رآکتور به صورت هم زمان جهت کاهش آمونیوم از پساب خروجی به کار برد. پیشنهاد می شود مطالعات بیشتری به منظور افزایش کارآمدی کنسرسیوم جهت کاهش آمونیوم در پساب واقعی صورت گیرد.
-
جداسازی باکتری های مقاوم به فلزات سنگین وتجزیه کننده هیدروکربن های نفت ازپسماند گل حفاری
آهنگ امیدپور 774یکی از مشکلات صنعت نقت وجود آلودگی های موجود در کنده های حفاری و فلزات سنگین است. بر همین اساس تحقیقات زیادی در این زمینه انجام شده تا بتواند تا حدودی در کاهش این نوع پسماندها و نیز آسیب¬های وارده به محیط زیست موثر باشد. روش¬های مختلف پیشنهاد می شود که از این بین امروزه روش های زیستی بیشترمورد توجه قرارگرفته است. از این رو هدف از این تحقیق جداسازی وشناسایی باکتری¬های مقاوم به فلزات سنگین و تجزیه¬کننده هیدروکربن¬های نفتی ازنمونه¬های پسماند گل حفاری می¬باشد. بدین منظور 4 دستگاه حفاری در میدان های نفتی آزادگان (دستگاه حفاری26 و81 فتح ) و میدان نفتی منصوری (دستگاه حفاری67 و 62 فتح ) مورد بررسی قرارگرفت. از هردستگاه نفتی 3 نمونه برداشت ودرمجموع 12 نمونه انتخاب شد .نمونه ها پس از کشت درمحیط پایه معدنی (MMSM)، غنی سازی در محیط مولر هینتون براث و کشت در محیط مولرهینتون آگار،خالص¬سازی و جداسازی شدند. توانایی تحمل جدایه¬ها به غلظت¬های مختلف نیکل، کادمیوم، مس، جیوه، کروم، باریوم و روی مورد ارزیابی قرار گرفت. مقاوم¬ترین جدایه¬ها انتخاب و با روش تعیین توالی ژن 16S rRNA شناسایی شدند. همچنین شرایط بهینه رشد این جدایه¬ها از نظر دما، pH، منبع نیتروژن و تحمل به شوری نیز ارزیابی شد. در نتیجه این تحقیق 10 جدایه باکتریایی مقاوم به فلز سنگین جدا گردید. از این جدایه¬ها، 4 جدایه به عنوان جدایه برتر انتخاب شدند که جدایه شماره 2Halomonas meridiana ، جدایه شماره 3 Bacillus safensis ، جدایه شماره 9 Staphylocaccuss pasteuri و جدایه شماره 12 Bacillus sp. می¬باشد. بهینه سازی وشرایط رشد نشان داد که شرایط بهینه رشد جدایه Halomonas meridiana strain 2 دمای 25 درجه سانتی¬گراد، pH 8 و اوره به عنوان منبع نیتروژن است و 5 درصد شوری را تحمل می¬کند. شرایط بهینه رشد جدایه Bacillus safensis strain 3 دمای 25 درجه سانتی¬گراد، pH 8 و اوره به عنوان منبع نیتروژن است و تا 10 درصدشوری را تحمل می¬کند. شرایط بهینه رشد جدایه Staphylocaccuss pasteuri strain 9 دمای37 درجه سانتی¬گراد، pH 7 و آمونیوم نیترات به عنوان منبع نیتروژن است و در هیچ کدام از غلظت¬های نمک مورد استفاده رشد نکرد. شرایط بهینه رشد جدایه Bacillus cereus strain 12 دمای 37 درجه سانتی¬گراد، pH 8 وآمونیوم نیترات به عنوان منبع نیتروژن است و 5 درصد شوری را تحمل می¬کند. براساس نتایج کلی بدست آمده می¬توان بیان کرد که استفاده از این از باکتری¬ها در کاهش آلودگی-های هیدروکربن های نفتی و فلزات سنگین موثر است و می¬توان از آن¬ها به عنوان یک راه کار در کاهش آلودگی¬های محیط زیست بهره برد.
-
بررسی تغییرات فصلی آلودگی میکروبی رودخانه کارون
ستوده بشارتی 774استان خوزستان حدود 33 درصد کل منابع آبهای سطحی کشور را به خود اختصاص داده است. رودخانهی کارون پر آبترین و بزرگترین رودخانه ایران است که تامین آب مورد نیاز شرب و صنعت شهرها و روستاهای زیادی از جمله کلان شهر اهواز را تامین میکند. آلودگی رود کارون از مشکلات مهم این رودخانه است. طبق بررسیهای انجام شده زهاب تولید شده در بخش کشاورزی این استان از منابع آلاینده رودخانه کارون به شمار میرود. علاوه بر پسابهای کشاورزی، فاضلابهای صنعتی، بیمارستانی و شهری نیز باعث آلودگی رودخانه کارون میشوند. بر اثر تخلیهی فاضلابهای بیمارستانی و یا حتی فاضلابهای خانگی به درون رودخانه کارون آنتیبیوتیکها به آب منتقل میشود و در نتیجه باعث مقاومت بعضی از میکروارگانیسمهای ساکن آب میشود. هدف از انجام این تحقیق بررسی اثر تغییرات فصلی در میکروارگانیسمهای آب رود کارون میباشد. در این پروژه در 4 فصل سال از 5 ایستگاه نمونهبرداری صورت گرفت. مقدار معینی از هر نمونه بر روی محیط نوترینت آگار کشت داده شد. تعداد کلنیهای هر نمونه شمارش شد. باکتریها به واسطه روشهای افتراقی و بیوشیمیایی شناسایی شدند. عمده باکتریهای شناسایی شده از خانوادهی انتروباکتریاسه بودند. همچنین سودوموناسآئروژینوزا نیز شناسایی شد. مقاومت آنتیبیوتیکی بوسیله روش انتشار دیسک برای 8 آنتیبیوتیک متداول (پنیسیلین، سفکسین، جنتامایسین، تریمتوپریومسولفومتوکسازول، سفالکسین، اریترومایسین، تتراسایکلین و سیپروفلاکسین) بررسی شد که مشاهده شد بعضی از باکتریهای جداسازی شده به طور همزمان به چند آنتیبیوتیک مقاوم بودند. همچنین مقاومت میکروارگانیسمها به غلظتهای (gr/ml 01/0،gr/ml 03/0 و gr/ml05/0) جیوه مورد بررسی قرار گرفت که مشاهده شد باکتریها در این غلظتها توانایی رشد ندارند و حساس هستند. فصل تابستان بدترین وضعیت و فصل زمستان بهترین وضعیت را دارا بود که علت آن کاهش حجم آب، کوچ و استقرار عشایر، فعالیتهای تفریحی و گردشی در فصل تابستان و افزایش نزولات جوی و رقیقسازی آلایندهها در فصل زمستان به نظر میرسد. بر اساس نتایج بدست آمده در این تحقیق میتوان بیان کرد که با توجه به فصل و موقعیت نمونهبرداری، آلودگی میکروبی آب رودخانه کارون دچار نوساناتی میشود و لازم است بهطور مداوم از چند محل نمونهبرداری انجام و آلودگی آن سنجیده شود. این اطلاعات میتواند در کنترل عفونتهای باکتریایی و جلوگیری از اپیدمی شدن آنها کمککننده باشد.
-
تولید ترکیبات تعلیق شکن میکروبی سازگار با محیط زیست (بیودمولسیفایر) با هدف جداسازی آب از نفت خام
هدی سباتی 774یکی از مشکلات بزرگ صنعت نفت در عصر حاضر تعلیق¬شکنی یا دمولسیفیکاسیون موثر امولسیون¬های نامطلوب آب در نفت است که در طی مراحل مختلف استخراج ، انتقال و پالایش نفت خام ایجاد می¬شوند. این نوع امولسیون¬ها مشکلات متعددی را ایجاد می-کنند که مهمترین آنها ایجاد آسیب در تجهیزات و تاسیسات پالایشگاه، کاهش کیفیت و کمیت نفت خام براساس استانداردهای بین المللی و آلودگی¬های زیست محیطی ناشی از دفع نامناسب آنها به محیط است. در حال حاضر روش شیمیایی دمولسیفیکاسیون با استفاده از دمولسیفایرها (تعلیق شکن¬ها) یکی از پرکاربردترین روش¬ها برای حذف این امولسیون¬هاست که دارای معایبی همچون سمیت بالا، زیست تخریب ناپذیری و ایجاد آلودگی ثانویه در محیط زیست است. به دنبال آشکارشدن اثرات زیان¬بار دمولسیفایرهای شیمیایی بر محیط زیست جست¬وجو در مورد دمولسیفایرهای سازگار با محیط زیست به چالشی جدی در این زمینه تبدیل شده است. یکی از گزینه های مناسب برای جایگزینی روش شیمیایی دمولسیفیکاسیون، دمولسیفیکاسیون زیستی توسط بیودمولسیفایرهاست که از مزایایی همچون سازگاری با محیط زیست برخوردار است. هدف مطالعه حاضر جداسازی وشناسایی باکتری¬های تولید¬کننده ترکیبات بیودمولسیفایر ازمحیط¬های آلوده به نفت وتولید بیودمولسیفایر سازگار با محیط زیست است. 10 جدایه¬ باکتریایی تعلیق شکن مورد بررسی دراین مطالعه از پسماندهای پالایش نفت خام ( لجن و رسوب)، درین ، نفت خام ورودی و خاک های آلوده به نفت پالایشگاه نفت آبادان جداسازی شدند. این جدایه¬ها بعد از غربال¬گری با محیطی با پایه نمکی و غنی¬سازی با محیط مولر هینتون براث و خالص سازی با تکنیک کشت پی در پی در محیط مولر هینتون آگار جداسازی شدند. عملکرد تعلیق شکنی این جدایه ها در شکست امولسیون آب در نفت سفید از طریق تست دمولسیفیکاسیون و روش های کیفی سنجش تعلیق شکنی مورد ارزیابی قرار گرفت و براساس این تست 5 جدایه به عنوان جدایه برتر انتخاب شدند. این جدایه ها براساس تعیین توالی ژن 16S rRNA به عنوان Stenotrophomonas maltophilia strain 7 با درصد دمولسیفیکاسیون 2±14/97 درصد، Delftia tsuruhatensis strain 3 با درصد دمولسیفیکاسیون 1±71/95 ، Pseudomonas stutzeri strain 19 با درصد دمولسیفیکاسیون 3±85/92 ، Alcaligenes aquatilis strain 22 با درصد دمولسیفیکاسیون 3±71/85 و Alcaligenes faecalis strain 20 با درصد دمولسیفیکاسیون 1±43/71 تشخیص داده شدند. بهینه سازی شرایط رشد و تعیین موقعیت بیودمولسیفایر نشان داد که شرایط بهینهی رشد جدایهی Stenotrophomonas maltophilia strain 7 دمای 35 درجه سانتی¬گراد، pH 7 و آمونیوم نیترات به عنوان منبع نیتروژن است و بیودمولسیفایر تولیدی توسط آن یک بیودمولسیفایر متصل به سلول است. شرایط بهینهی رشد جدایهی Delftia tsuruhatensis strain 3 دمای 35 درجه سانتی¬گراد، pH 7 و سدیم نیترات به عنوان منبع نیتروژن است و بیودمولسیفایر تولیدی توسط آن یک بیودمولسیفایر متصل به سلول است. شرایط بهینهی رشد جدایهی Pseudomonas stutzeri strain 19 دمای 35 درجه سانتی¬گراد، pH 7 و آمونیوم نیترات به عنوان منبع نیتروژن است و بیودمولسیفایر تولیدی توسط آن یک بیودمولسیفایر خارج سلولی است. شرایط بهینهی رشد جدایهی Alcaligenes aquatilis strain 22دمای 35 درجه سانتی¬گراد، pH 7 و آمونیوم نیترات به عنوان منبع نیتروژن است و بیودمولسیفایر تولیدی توسط آن هم متصل به سلول و هم خارج سلولی است. شرایط بهینهی رشد جدایهی Alcaligenes faecalis strain 20دمای 40 درجه سانتی¬گراد، pH 7 و سدیم نیترات به عنوان منبع نیتروژن است و بیودمولسیفایر تولیدی توسط آن یک بیودمولسیفایر خارج سلولی است. . به کار بردن کنسرسیوم میکروبی از جدایه های برتر اثری منفی بر فعالیت تعلیق شکنی آنها داشته است به گونه¬ای میزان دمولسیفیکاسیون صورت گرفته توسط کنسرسیوم پس از 48 ساعت 2±71/35 درصد گزارش شد که در مقایسه با عملکرد تعلیق شکنی فردی هر یک از جدایه¬های برتر در شکست امولسیون آب در نفت سفید میزان بسیار کمی است. بر اساس نتایج بدست آمده می¬توان ادعا کرد که باکتری¬های جدا¬سازی شده قابلیت خوبی جهت تعلیق شکنی امولسیون آب در نفت و تولید ترکیبات بیودمولسیفایر دارند و می¬توان از آن¬ها برای شکست امولسیون آب در نفت در مقیاس صنعتی استفاده کرد.
-
جداسازی باکتری های هوازی تولید کننده ی آنزیم آرابینوفورانوزیداز از نمونه های محیطی
فرنگیس طالبی پور 774همی¬سلولز یکی از بیشترین منابع طبیعی فراوان است و توجه و اهمیت به آن به جهت نقش بالقوه آن به عنوان منبع انرژی مناسب و تجدیدپذیر افزایش یافته است. زایلان ترکیب اصلی همی¬سلولز و از نظر فراوانی دومین پلی¬ساکارید فراوان دیواره سلول¬های گیاهی است. (α-L-Afase)α-L-Arabinofuranosidase هیدرولیز پیوندهای L-arabinofuranosyle متصل به اسکلت اصلی زایلان را کاتالیز می¬کند. اخیراً α-L-Arabinofuranosidase به دلیل نقش آن در تجزیه لیگنوسلولز و نیز تاثیر مثبت آن بر فعالیت سایر آنزیم¬های تجزیه کننده لیگنوسلولز مورد توجه قرارگرفته است. α-L-Afase در پروسه¬های بیوتکنولوژیکی متعددی کاربرد دارد. از جمله مهم ترین این کاربردها، شرکت در تولید اتانول زیستی (بیواتانول)، شفاف¬سازی آب¬میوه¬ها، تولید ترکیبات ضدمتاستاز و ضدسرطانی، تولید L-arabinose به عنوان عامل ضد گلایسمی و تاثیر آن در درمان دیابت، بهبود هضم علوفه حیوانی، بهبود کیفیت نان، تیمار پالپ و صنعت کاغذسازی است. هدف از این پژوهش جداسازی باکتری¬های تولیدکننده آنزیم آلفا-ال-آرابینوفورانوزیداز از نمونه¬های محیطی بود. در مجموع 54 نمونه خاک جمع آوری شد. با استفاده از CRXآگار (محیط کشت حاوی زایلان و congo red )، باکتریهای تجزیه کننده زایلان شناسایی شد. از 54 نمونه خاک جمع آوری شده،61 کلنی بدست آمد که از این تعداد 53 جدایه توانایی تجزیه زایلان را داشتند که براساس هاله ایجاد شده اطراف رشد آنها در محیط زایلان آگار شناسایی شدند. سپس با استفاده از سوبسترای فلوئورسنت 4-Methylumbellifery-α-L-arabinofuranoside(αMUA) و مشاهده نور فلوئورسنت تحت تابش UV کلنی های تولیدکننده α-L-Afase مشخص شدند. از 53 جدایه با توانایی تجزیه زایلان 9 جدایه توانایی تولید آلفا-ال-آرابینوفورانوزیداز را داشتند، که در نهایت براساس بیشترین شدت نور تولیدی تحت تابش UV و اندازه گیری آنزیم تولید شده با استفاده از 4-Nitrophenyl-α-L-arabinofuranoside ، 5 جدایه به عنوان جدایه برتر انتخاب شدند. با استفاده از تست های بیوشیمیایی و تعیین سکانس ژن 16S rRNA شناسایی جدایه¬ها صورت گرفت. همچنین با استفاده از 4-Nitrophenyl-α-L-arabinofuranoside (ρNPAF) فعالیت آنزیم نیز مورد بررسی قرار گرفت. منحنی رشد پنج جدایه برتر در مقادیر مختلف دما و pH رسم شد. تولید آنزیم در حالت بهینه بررسی شد. همچنین فعالیت آنزیم¬های تولید شده در دما، pH مختلف بررسی شد. وزن مولکولی تقریبی آنزیم با استفاده از SDS-PAGE ارزیابی گردید. در نتیجه در این تحقیق، 5 جدایه H-5، 7-A،6-A ، 7-B، S2-10 B که بیشترین تولید آنزیم را داشتند، به ترتیب متعلق به گونه¬های Brevibacillus، Bacillus sp. ، Bacillus subtilis ، Bacillus stratosphericus و Bacillus sp تشخیص داده شدند. وزن مولکولی آنزیم تولید شده توسط 5 جدایه حدود KD 40 بود. Bacillus subtilis سویه 6-A و Bacillus sp. سویه S2-10 B در دمای 37 درجه سانتی¬گراد و pH خنثی بهترین رشد را داشتند. Brevibacillus سویه H-5، Bacillus sp سویه7-A و Bacillus stratosphericus سویه 7-B در دمای 30 بهترین رشد را داشتند. pH بهینه رشد برای Brevibacillus سویه H-5 ، Bacillus sp سویه7-A و Bacillus stratosphericus سویه 7-B به ترتیب خنثی، اسیدی و قلیای بود. فعالیت آنزیمی 5 جدایه منتخب Brevibacillus سویه H-5 U/ml 944/0، Bacillus sp سویه 7-A U/ml 953/0،Bacillus subtilis سویه 6-A U/ml957/0، Bacillus sp. سویه S2-10 B U/ml 948/0 و Bacillus stratosphericus سویه 7-B U/ml 960/0 بود، که از بین آنها جدایه Bacillus stratosphericus سویه 7-B بیشترین تولید آنزیم(U/ml 960/0) را داشت.
-
جداسازی باکتری های هوازی تجزیه کننده ی آترازین از مزارع نیشکر
رویا رجایی بهبهانی 774 -
بررسی توانایی فیبرینولیتیکی باکتری های جدا شده از محیط
زهرا نیک خوی 774فیبرین جزء اصلی پروتئینی لخته خون است. اما در نتیجه اختلالات پاتو¬فیزیولوژیکی، فیبرین به¬طور کامل لیز نمی¬شود و منجر ¬به اختلال ترومبوزی مانند سکته¬ قلبی و بیماری¬های قلبی عروقی می¬شود. آنزیم فیبرینولیز فیبرین را لیز می¬کند و برداشت لخته فیبرین از رگ¬ها می¬شود. دارو¬های فیبرینولیز در دسترس برای حل این مشکل گران بوده و دارای عوارض جانبی مانند نیمه عمر کوتاه، ایجاد آلرژی و غیره هستند. هدف از تحقیق حاضر، شناسایی باکتری¬های مولد آنزیم فیبرینولیز جدا شده از منابع محیطی است. بعد از انجام بررسی توانایی باکتری¬ها با استفاده از تست هضم لخته خون گوسفند، تست کازئین و تست هضم فیبرین موجود در پلاسمای انسانی از 79 باکتری به ترتیب 44 باکتری دارای توانایی هضم لخته خون و 37 باکتری تجزیه کننده کازئین شناسایی شدند که بعد از کشت آن¬ها در محیط پلاسما پلیت، 33 جدایه هاله تشکیل دادند. از این 33 جدایه، 5 جدایه برتر انتخاب شدند. منحنی رشد پنج جدایه در مقادیر مختلف دما و pH رسم و تولید آنزیم در حالت بهینه رشد بررسی شد. همچنین فعالیت آنزیم¬های تولید شده در دما، pH ، یون¬های فلزی و مهار کننده¬های پروتئاز مختلف بررسی شد. این جدایه¬ها با استفاده از تعیین سکانس ژن 16S rRNA تعیین هویت شدند. در نتیجه در این تحقیق، پنج جدایه که بیشترین قطر هاله را داشتند متعلق به گونه¬های Alcaaligenes sp. strain NK4، Alcaligenes faecalis strain NK7، Alcaligenes faecalis strain NK26، Bacillus mycoides strain NK28 وBacillus mycoides strain NK30 تشخیص داده شدند. شرایط بهینه دما و pH برای رشد جدایه Alcaligenes faecalis strain NK26 عبارت بود از: 43 درجه سانتی¬گراد و 7 pH، برای جدایه Alcaligenes faecalis strain NK7 30 درجه سانتی¬گراد و 6 pH، برای جدایه Bacillus mycoides strain NK30 30 درجه سانتی¬گراد و 8 pH، برای جدایه Alcaligenes sp. strain NK4 30 درجه سانتی¬گراد و 7 pH برای جدایه Bacillus mycoides strain NK28 37 درجه سانتی¬گراد و 6 pH . بهترین pH و دما برای پایداری آنزیم فیبرینولیز Alcaligenes faecalis strain NK26 در 7 pH و دما¬ 60 درجه سانتی¬گراد، برای آنزیم فیبرینولیز Alcaligenes faecalis strain NK7 8 pH و دما¬ 60 درجه سانتی¬گراد، برای آنزیم فیبرینولیز Bacillus mycoides strain NK30 8 pH و دما¬ 60 درجه سانتی¬گراد، برای آنزیم فیبرینولیز Alcaligenes sp. Strain NK4 8 pH¬ و دما¬ 60 درجه سانتی¬گراد و برای آنزیم فیبرینولیز Bacillus mycoides strain NK28 8 pH¬ و دما¬ 60 درجه سانتی¬گراد بود. بر اساس نتایج به¬دست آمده می¬توان بیان کرد که باکتری¬های جدا¬سازی شده قابلیت خوبی جهت تولید آنزیم فیبرینولیز با عملکرد مناسب را دارند و می¬توان از آن¬ها در جهت تولید آنزیم فیبرینولیز و یا فرآوری مواد غذایی استفاده کرد.
-
ارزیابی کاهش مقدار اکسیژن مورد نیاز شیمیایی در پساب املاح بالا بخش تصفیه کاستیک واحد الفین پتروشیمی توسط باکتری ها
فروغ فرازمند 773تخلیه آلایندههای صنعتی زیانآور به آبها مشکلات زیست محیطی ایجاد میکند که نیازمند تصفیه موثر پساب است. پساب کاستیک، پساب حاصل از صنایع پتروشیمی و پالایشگاهها بوده و به دلیل سمی بودن تیمار آن دشوار است. میزان اکسیژن خواهی شیمیایی پساب کاستیک زیاد است و خروجی قابل قبولی در واحدهای تصفیه پساب ندارد. از جمله روشهای موجود برای مدیریت این فاضلاب، زیست پالایی است که موجب اکسیداسیون ترکیبات آلی موجود در پساب و در نتیجه کاهش مقدار COD آن میشود.
هدف از این تحقیق بررسی امکان تصفیه بیولوژیک پساب کاستیک پتروشیمی امیرکبیر توسط باکتریها تحت شرایط هوازی است. به منظور جداسازی باکتریهای بومی ساکن پساب، نمونه پساب حاوی ترکیبات آلی به عنوان تنها منبع کربن در محیط کشت پایه معدنی با pH برابر7.5 تلقیح شد و به مدت 48 ساعت در دمای 30 درجه سانتیگراد گرمخانه گذاری گردید. جدایههای بهدست آمده، AK1 و AK2 پس از بررسی ویژگیهای بیوشیمیایی و نیز تشخیص مولکولی ژن 16S rRNAبه ترتیب سویهای از باکتری Pseudomonas benzenivorans و Rhodococcus globerulus شناخته شدند. جهت ارزیابی توان این باکتریها در کاهش COD پساب، شرایط رشد این دو جدایه از نظر pH، دما، زمان و غلظت پساب بررسی شد. پس از تیمار نمونه پساب رقیق نشده و فاقد باکتری در شرایط بهینه شده pH بین 7.5–7 و دمای 30 درجه سانتیگراد، به طور میانگین میزان 52.4 و 52.5 درصد کاهش COD به ترتیب توسط باکتریهای AK1 و AK2 مشاهده گردید. با توجه به نتایج به دست آمده از این تحقیق میتوان اظهار داشت که به کارگیری باکتریهای بومی ساکن پساب گزینه مناسبی جهت کاهش بار آلودگی پساب خروجی صنایع پتروشیمی و پیشگیری از اثرات سوء زیست محیطی آنهاست.
-
تعیین تیپ SCCmec و شیوع لکوسیدین پنتون -والنتین در جدایه های استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی سیلین
بهرامی-نیکو 773استافیلوکوکوس آرئوس مقاوم به متیسیلین یک پاتوژن اصلی و بالقوه انسانی با مرگ ومیر بسیار بالا می باشد. حضور فاکتورهای حدت زیاد در این ارگانیسم به توانایی بیماری زایی بالای آن کمک می کند. مقاومت به متیسیلین در سویههای MRSA در اثر اکتساب ژن mecA ایجاد می شود. این ژن بر روی یک جزیره ژنومی متحرک به نام SCCmec (کاست کروموزومی استافیلوکوکی) قرار گرفته است. تا کنون 11 تیپ اصلی SCCmec شناسایی شده است. ژن pvl یک لکوتوکسین به نام پنتون- والنتین لکوسیدین را کدگذاری می کند که می تواند باعث عفونت های پوست و بافت نرم و پنومونی نکروزه گردد.
این مطالعه با هدف تعیین فراوانی ژن mecA، pvl و همچنین تعیین تیپSCCmec جدایههای استافیلوکوکوس آرئوس جمع آوری شده از نمونههای بالینی بیمارستان آموزشی درمانی رازی شهر اهواز انجام گرفت.
روش کار: این مطالعه ی مقطعی برروی 100 جدایه ی استافیلوکوکوس آرئوس به دست آمده از نمونههای بالینی بیمارستان رازی اهواز در طی 9 ماه (93- 94) انجام پذیرفت. حساسیت آنتیبیوتیکی جدایه ها با استفاده از روش انتشار دیسک بر اساس پروتکل CLSI تعیین گردید. شناسایی ژن mecA، pvl و همچنین تعیین تیپSCCmec با استفاده از روش Multiplex PCR انجام گرفت.
نتایج: میزان فراوانی ژنهای mecA و pvl به ترتیب 58 درصد و 4 درصد به دست آمد. اکثر سویههای MRSA از نمونههای زخم بودند(77.5%). تمام جدایههای MRSA نسبت به آنتی بیوتیک سفوکسیتین مقاوم بودند و بیشترین حساسیت را به ونکومایسین و سپس به کلرامفنیکل نشان دادند. تیپ SCCmecIII فراوان ترین تیپ(22.41%) در نمونههای مورد مطالعه بود. سایر تیپ ها به ترتیب فراوانی عبارت بودند از: II(15.51%)،V(10.34%)،I(8.62%)،IVb(6.89%) و 5.16% دارای چند باند بودند و 31.03% از جدایه ها تعیین تیپ نشدند. جدایههای دارای ژن pvl، همگی به تیپ هایIVb و V SCCmec تعلق داشتند یعنی به جامعه ی CA-MRSA تعلق داشتند.
بحث و نتیجه گیری:نتایج این مطالعه نشان دهنده میزان شیوع بالای سویههای MRSA در منطقه می باشد. در مطالعه حاضر 5 تیپ SCCmec (I-V) یافت شد که نشان دهنده تنوع تیپی وسیع در منطقه می باشد. به علاوه فراوانی بالای تیپ III بیانگر گسترش سویههای MRSA با مقاومت چندگانه آنتیبیوتیکی می باشد. این مسئله می تواند یک هشدار جدی به پزشکان و بخش های کنترل عفونت در سیستم های بهداشتی در جهت مصرف صحیح آنتی بیوتیک ها، کنترل عفونت ها و جلوگیری از شیوع عفونت ها با مقاومت چندگانه باشد. همچنین به دلیل خطرناک بودن بیماری های ایجاد شده توسط سویههای استافیلوکوکوس آرئوس حاوی ژن pvl، این سویه ها می تواند به عنوان یک عامل تهدید کننده حیات محسوب گردد، از این رو تشخیص و درمان زودهنگام آن توصیه می شود.
-
جداسازی و شناسایی باکتریهای هوازی تولیدکننده آنزیم تاناز از منابع محیطی
احمدی بنی-معصومه 772تانن، گروهی از پلی فنل¬های طبیعی و محلول در آب است که به پروتئین¬ها متصل و موجب غیر¬قابل هضم شدن آن¬ها می¬گردد. تانن¬آسیل-هیدرولاز( (EC.3.1.1.20آنزیم کلیدی هیدرولیز تانن است که پیوندهای استری را در تانن قابل هیدرولیز می¬شکند. هدف از این تحقیق جداسازی باکتری¬های تولیدکننده تاناز از منابع محیطی می¬باشد. برای این منظور نمونه¬هایی از مزرعه گندم، خاک برگ، مدفوع گاو، گوسفند، بقایای در حال فساد خرما، برگ¬های در حال فساد اکالیپتوس، ریزوسفر درختان خرما، درخت سرو، اقاقیا، پسماند چای دفن شده در خاک و پسماند زیتون جمع آوری شد. بعد از مرحله غنی سازی و کشت در محیط اختصاصی دارای تانن و انجام سنجش آنزیمی، منحنی رشد جدایه¬های منتخب در مقادیر مختلف دما و pH رسم شد. همچنین اثر فاکتورهای pH، دما، منبع نیتروژن و سوبستراهای مختلف کشاورزی بر تولید آنزیم توسط آن¬ها بررسی شد. پایداری آنزیم¬های تولید شده در دما، pH و پروتئازهای مختلف و واحد آنزیمی آن¬ها نیز محاسبه شد. این جدایه¬ها با استفاده از تست¬های بیوشیمیایی و تعیین سکانس ژن 16S rRNA تعیین هویت شدند. در نتیجه این تحقیق، 43 باکتری جداسازی شد که بعد از انجام سنجش آنزیمی، 20 جدایه توانایی تولید تاناز را داشتند. از این 20 جدایه، 3 جدایه برتر انتخاب شدند. سه جدایه که بیشترین میزان تولید را داشتند متعلق به گونه¬های Klebsiella pneumoniae، cloaca Enterobacter،Pseudomonas solanaceanum تشخیص داده شدند. شرایط بهینه برای تولید تاناز توسط جدایهRG strain Klebsiella pneumoniae عبارت بودند از: دمای تولید 30 درجه¬ سانتی¬گراد،5/5 pH ، منبع نیتروژن بهینه آمونیوم سولفات و بهترین تولید در حضور سوبسترای دانه بلوط آسیاب شده در مدت زمان 48 ساعت. و توسط جدایه¬ی strain RP P.solanaceanum عبارت بودند از : دمای 30 درجه سانتی¬گراد، 7 pH ، منبع نیتروژن بهینه آمونیوم سولفات، بهترین تولید در حضور سوبسترای دانه بلوط در مدت زمان 48 ساعت و توسط جدایه¬ی strain RF cloacae E.: دمای تولید 37 درجه¬ سانتی¬گراد، 5/5 pH ، منبع نیتروژن بهینه، نیترات سدیم و بهترین تولید در حضور سوبسترای پوست انار. آنزیم تاناز K. pneumoniae در دمای 30 درجه سانتی¬گراد و 5/5pH بهترین فعالیت را دارد و واحد آنزیمی تاناز و محتوای پروتئینی باکتری آن به ترتیب U/ml45 و mg/ml223/0 بود. آنزیم تاناز P.solanaceanum در دمای 65 درجه سانتی¬گراد و 5/5 pH بهترین فعالیت را دارد و واحد آنزیم تاناز و محتوای پروتئینی باکتری P. solanaceanum آن به ترتیب U/ml35 و mg/ml085/0 بود. آنزیم تاناز E. cloacae در دمای 55 درجه سانتی¬گراد و 7 pH بهترین فعالیت را دارد و واحد آنزیمی تاناز و محتوای پروتئینی باکتری آن به ترتیب U/ml3/42 و mg/ml233/0 بود. براساس نتایج بدست آمده می¬توان بیان کرد که باکتری¬های جداسازی شده قابلیت مناسبی جهت تولید تاناز دارند از این جدایه¬ها می¬توان به عنوان ابزار قوی زیست پالایی پسماندهای حاوی تانن و حذف تانن از غذای دام استفاده کرد.
-
جداسازی و شناسایی باسیلوسهای تولیدکننده آنتی بیوتیک ضد قارچ از منابع محیطی
زاهدی-الناز 772با توجه به گسترش عفونت¬های قارچی و ظهور گونه¬های مقاوم به درمان، یافتن ترکیبات ضد¬قارچی جدید امری اجتناب ناپذیر به نظر می آید. از این رو منابع مختلف تولید کننده آنتی¬بیوتیک مورد غربال¬گری قرار می¬گیرند که از بین آن¬ها باکتری¬ها بویژه باسیلوس¬ها از گزینه¬های مهم برای یافتن آنتی¬بیوتیک و تولید صنعتی آن هستند. گونه¬های مختلف باسیلوس سریع رشد کرده و قادر به تولید متابولیت¬های مختلفی هستند. هدف از تحقیق حاضر، جداسازی باسیلوس¬های مولد آنتی¬بیوتیک ضد¬قارچ از منابع محیطی بود. برای این منظور نمونه¬هایی از مزارع گندم، جو، ریزوسفر درختان نخل، اقاقیا و اکالیپتوس، مدفوع گاو و گوسفند، خاک زنبورداری، رسوب کارون، خاک مناطق شور و پسماند زیتون جمع¬آوری شد. بعد از تیمار گرمایی نمونه¬های خاک، گونه¬های باسیلوس موجود در آن با استفاده از محیط نوترینت آگار و نوترینت براث جداسازی و پس از کشت در محیط TSB اثر ضد¬قارچی مایع رویی آن¬ها به روش انتشار دیسک در محیطPDA بر روی چندین گونه قارچ بررسی شد. MIC و MFC برای جدایه¬های منتخب بر روی دو قارچ بیماریزای استاندارد سنجیده شد و منحنی رشد این جدایه¬ها در مقادیر مختلف دما و pH رسم شد. همچنین اثر فاکتورهای pH، دما، زمان، منبع کربن و منبع نیتروژن بر تولید آنتی¬بیوتیک توسط جدایه¬های منتخب بررسی شد. پایداری آنتی¬بیوتیک¬های تولید شده در دما و پروتئازهای مختلف نیز محاسبه شد. این جدایه¬ها با استفاده از آزمون¬های بیوشیمیایی و تعیین سکانس ژن 16S rRNA تعیین هویت شدند. در نتیجه این مطالعه،40 جدایه باسیلوس جداسازی شد که20 جدایه توانایی تولید آنتی¬بیوتیک ضد قارچ¬های Aspergillus niger ,Aspergillus flavus , Aspergillus terreus ,Penicillium sp. , Fusarium sp و Rhodotorulla sp. را داشتند. از این 20 جدایه، 3 جدایه برتر(SF1، SB15 و SK26) که دارای اثرات ضد-قارچی قابل ملاحظه¬ای روی طیف وسیعی از قارچ¬ها بودند انتخاب شدند. پس از بررسی MIC و MFC با توجه به برابر بودن مقادیر MIC و MFC در جدایه SF1، این جدایه به عنوان یک Fungicide در نظر گرفته شد. از سه جدایه که بیشترین میزان تولید را داشتند 2 جدایه ( SF1و ( SB15 متعلق به گونه¬ی Bacillus cereus و جدایه SK26 متعلق به Bacillus toyonensis تشخیص داده شدند. شرایط بهینه برای تولیدآنتی¬بیوتیک توسط جدایه Bacillus cereus strain SB15 و Bacillus cereus strain SF1 عبارت بودند از: دمای 37 درجه سانتی¬گراد، 7pH ، در زمان انکوباسیون 48 ساعت و توسط جدایه SK26 Bacillus toyonensis strainعبارت بود از: دمای 30 درجه سانتی¬گراد، 5/5pH ، در زمان انکوباسیون 48 ساعت. آنتی¬بیوتیک تولید شده در هر سه جدایه به پروتئازها مقاوم بود. براساس نتایج بدست آمده می¬توان بیان کرد که باسیلوس¬¬های جداسازی شده قابلیت مناسبی جهت تولید آنتی¬بیوتیک دارند و می¬توان در اهداف تولید صنعتی یا داروسازی از آن¬ها استفاده کرد.
-
جداسازی و شناسایی باکتری های حل کننده فسفات از منابع محیطی
شعله عالی وند 772فسفر بعد از نیتروژن عنصر محدودکننده¬ی رشد گیاهان است و مقادیر قابل دسترس آن در خاک اندک می¬باشد. کودهای فسفاته بعد از استفاده به سرعت در نتیجه واکنش با کاتیون¬های Ca یا Mg در خاک¬های آهکی و Al یا Fe در خاک¬های اسیدی در محل مصرف تثبیت و از دسترس خارج می¬گردند. یکی از راه¬های تامین فسفر موردنیاز گیاهان بهره¬گیری از توان زیستی خاک و استفاده از باکتری¬های حل کننده¬ فسفات می¬باشد. این باکتری¬ها با مکانیسم¬های مختلف مانند تولید و ترشح اسیدهای آلی و معدنی و ترشح آنزیم فسفاتاز باعث انحلال فسفات¬های معدنی و هیدرولیز فسفات¬های آلی می¬شوند. هدف از تحقیق حاضر، جداسازی باکتری¬های حل¬کننده فسفات از منابع محیطی است. برای این منظور نمونه¬هایی از مزارع گندم، جو، باقلا، کلم، لوبیا، آفتابگردان، شبدر، سیر و حوضچه نمک جمع¬آوری شد. بعد از انجام مرحله غنی¬سازی و کشت در محیط اختصاصی دارای تری¬کلسیم¬فسفات به عنوان تنها منبع فسفات نامحلول، 100 باکتری دارای هاله جداسازی شد. سپس با تعیین شاخص و راندمان حل¬کنندگی¬فسفات در جدایه¬ها، 27 جدایه¬ برتر انتخاب شدند. میزان فسفر آزاد شده در محیط اختصاصی مایع با استفاده از روش رنگ سنجی آسکوربیک¬اسید تعیین شد. از این27 جدایه، 4 جدایه که بیشترین توان حل¬کنندگی را داشتند، انتخاب شدند. قابلیت تثبیت نیتروژن، تولید هورمون اکسین و تولید آنزیم فیتاز توسط جدایه¬ها بررسی شد. منحنی رشد چهار جدایه در مقادیر مختلف دما و pH رسم شد. همچنین اثر فاکتورهای pH، دما، منابع مختلف کربن و نیتروژن و دوره انکوباسیون بر میزان فعالیت حل¬کنندگی فسفات توسط چهار جدایه بررسی شد. این جدایه¬ها با استفاده از تست¬های بیوشیمیایی و تعیین سکانس ژن 16S rRNA تعیین هویت شدند. در نتیجه این تحقیق، چهار جدایه که بیشترین میزان حل¬کنندگی را داشتند متعلق به گونه¬های Raoultella terrigenia، Pseudomonas protegens،fluorescens Pseudomonas و Enterobacter cloacae تشخیص داده شدند. شرایط بهینه برای حل¬کنندگی فسفات برای جدایه Raoultella terrigenia عبارت بودند از: دمای 30 درجه سانتی¬گراد، 5/5pH ، عصاره¬مخمر-آمونیوم¬سولفات و گلوکز به عنوان منبع نیتروژن و کربن در روز پنجم انکوباسیون ، برای جدایه Peudomonas fluorescens عبارت بودند از: دمای 30 درجه سانتی¬گراد، 5/5pH ، اوره و گلوکز به عنوان منبع نیتروژن و کربن در روز سوم انکوباسیون، برای جدایه Peudomonas protegens عبارت بودند از: دمای 30 درجه سانتی¬گراد، 7pH ، اوره و گلوکز به عنوان منبع نیتروژن و کربن در روز پنجم انکوباسیون و برای جدایه Enterobacter cloacae دمای 25 درجه سانتی¬گراد، 7pH ، عصاره¬مخمر-آمونیوم¬سولفات و گلوکز به عنوان منبع نیتروژن و کربن در روز پنجم انکوباسیون. براساس نتایج بدست آمده می¬توان بیان کرد که باکتری¬های جداسازی شده قابلیت مناسبی در حل¬کنندگی فسفات دارند و می¬توان از آنها در جهت تولید کودهای بیولوژیک و اهداف صنعتی مانند استخراج زیستی فسفر از سنگ فسفات استفاده کرد.
-
تهیه ی کونژوگه پراکسیداز آنتی بادی مونوکلونال ضد IgG مرغ و ارزیابی آن بوسیله الیزا
ندا مهراور 771 -
جداسازی و شناسایی باکتریهای تولیدکننده فیتاز از منابع محیطی
مریم ابراهیمیان 771 -
جداسازی و شناسایی باکتریهای هوازی تولیدکننده آنزیم کیتیناز از منابع محیطی
امنه بختیاری 770 -
- سنتز بیولوژیک نانوذرات سلنیوم با استفاده از Bacillus cereus
سعیده پوری 770 -
بررسی تاثیر آلاینده های محیطی بر تنوع باکتریایی رسوبات جنگل های حرا
مصطفی عموپوربهنمیری 770 -
جداسازی باکتری های تولید کننده پلیمر پلی هیدروکسی آلکانوات (PHA) از خاک های آلوده منطقه پتروشیمی بندرامام خمینی
نسیم مایلی فریدنی 770 -
ساخت وکتور کد کننده قطعه C3d به عنوان ادجوانت مولکولی جهت کاربرد در واکسیناسیون
طناز لایق 769 -
تولید زیست سوخت اتانول از مواد لیگنوسلولزی
ابوالقاسم هدایت خواه 769 -
بیوسنتز نانوذرات طلا کانژوگه با آمینوگلیکوزید و بررسی اثر ضدباکتریایی آن
سمانه خادمی مزده 769 -
جداسازی و شناسایی باکتریهای افزاینده برداشت نفت از پسماند نفتی و خاک های آلوده به پسماند نفتی پالایشگاه آبادان
امین عفیفی 769 -
تشخیص وتعیین ژنوتیپ سویه های کلامیدیا تراکوماتیس شایع در زنان نابارور شهر اصفهان با استفاده از RFLP- PCR
عالیه رسولی زاده 769 -
بررسی بیوسیتماتیکی و کاریولوژیکی گونه ماهی مرکب در بحرکان با تاکید بر خصوصیات ضدباکتریای جوهر آن
صغری محمودی اصل 767 -
تولید آنتیژن حفاظت کننه باریلوس آنتراسیس با استفاده از تکنیک بیان پروتئینهای نوترکیب
وحید باقری حسین آباد 765 -
تهیه یک ساختار DNA نوترکیب برای بیان ترشحی پروتئین VP2 ویروس بیماری گامبورو در سلولهای یوکاریوتی
شکوه غفاری 765 -
تشخیص میزان عفونت ناشی از کلامیویا تراکوماسین با استفاده از واکنش زنجیره پیلمراز و تعیین سوسیمای آن در زنان شهر اهواز
بهروز طاهرینسبی 765